تجربه برنامهنویسی: صفر 🦘 خاطرات وایب کدینگ: قسمت تبلیغات
برخلاف آن گوروهای خودخوانده که میگویند «فقط دنبال من بیایید»، این کانگوروی 🦘 دستوپاچلفتی به نام گولوو، مبارزات واقعی و حرکات ناامیدانه یک وایب کدر واقعی را — به صورت لحظهای ثبت میکند.
خب. محصول آماده است. یک اپلیکیشن دسکتاپ، با گواهیهای امضای کد برای macOS و Windows — کاربران دیگر هنگام نصب با هشدار بدافزار مسدود نمیشوند.
اما وقتی کسی نصب نمیکند، «آماده» بودن چه فایدهای دارد؟ صفحه فرود من روزانه سه بازدیدکننده دارد. و صادقانه بگویم، احتمالاً بازدیدهای خودم هستند که چند بار شمرده شدهاند.
حالا چه کنم؟ محصولم کاربران ۲۸ زبان را هدف میگیرد و من هم کمی درباره ژاپن میدانم. چرا اول کاربران ژاپنی را امتحان نکنم؟
پس اکانت جدیدی ساختم و ده دقیقه پیش اولین Thread خود را پست کردم. این یک ثبت جریان آگاهی است از اینکه آن پست اول چگونه شکل گرفت.
فرضهایی که همین الان از خودم درآوردم
بیماری شغلی: نمیتوانم کاری بکنم بدون اینکه اول استراتژی بچینم، اجرا کنم و نتایج را تحلیل کنم. برای این تبلیغ Threads با هدف ژاپن، با این فرضها کار کردم:
- متا معمولاً به پستهای اول بوست دید میدهد.
- مخاطبانی که پست اولت بهشان میرسد، با زبان و محتوای پست تعیین میشود.
- بیشتر کاربران Threads با موبایل هستند، پس ویدیوی تبلیغاتی باید عمودی باشد.
- اضافه کردن موسیقی ممکن است تشخیص کپیرایت را فعال کند و دسترسی را کم کند. بدون صدا میرویم.
بر اساس صفر مدرک از کارنامه کوتاه و ناشناسم در Threads، این فرضها را گذاشتم و شروع کردم به تبدیل ویدیوی هیروی صفحه فرود به فرمت عمودی با زیرنویس ژاپنی در CapCut.
دو ویدیو آماده. حالا یک قلاب لازم است — متنی که توجه کاربران بالقوه ژاپنی را جلب کند. تنها متحدم: ChatGPT.
از ChatGPT خواستم متن تبلیغاتی برای اولین Thread بنویسد و دلایلم را توضیح دادم. خسیس که هستم، حتی سعی کردم از Deep Research استفاده کند. ChatGPT خندید. گفت Deep Research برای این جور درخواستها نیست.
متن ChatGPT را گرفتم، دو ویدیو ضمیمه کردم و داشتم پست میکردم — اما یک چیزی کم بود.
«این کافی نیست…»
قورت دادن غرور برای بستهبندی بهتر
ناگهان یاد کسی در Threads افتادم که هر پست را با «به عنوان فارغالتحصیل دانشگاه کیوتو…» شروع میکند و نصیحتهای ناخواسته تقسیم میکند. یک کامنت طعنهآمیز گذاشته بودم — اما وقتی برگشتم نگاه کردم، تعداد فالوورها و تعاملش نجومی بود.
باشد. یک مصالحه کوچک با اصول چیزی نیست. دنیای وایب کدینگ جنگل است، گولوو. اگر غیرقانونی نیست، هر کاری لازم است انجام بده.
پس تصمیم گرفتم برای این اولین Thread، کاری را که بیشتر از همه ازش متنفرم انجام بدهم. نیمهشب. خانواده خواب. در اتاق کار تاریکم، فقط با نور صفحه گوشی، ته قفسه کتاب را میگردم دنبال مدارک قدیمی.
پیدا شد. روی نوک پا بیرون آوردم، مدارک را پهن کردم، عکس گرفتم و با پاککن هوش مصنوعی آیفون اسمم را پاک کردم.
تمام. آفرین، گولوو. تو تسلیم نشدی — فقط یک لحظه زانو زدی تا شتاب بگیری.
عکس مدارک به Thread ضمیمه شد، اسم دانشگاه هم نوشتم، و صبر — پروفایل هم. «شمشیرزن شیطانکش» را جستجو کردم و به علایقم اضافه کردم، از خجالت آب شدم. همه میگویند شاهکار است؛ شخصاً به اندازه تماشای خشک شدن رنگ هیجانانگیز بود. اما مثل سلبریتیهای مرد که در شبکههای اجتماعی مینویسند «من هم فمینیستم»، فکر کردم شاید به تعامل کمک کند.
آه، Street Fighter 6 هم ترند است؟ آن هم به پروفایل اضافه شود.
فقط دکمه Post مانده
همه چیز آماده. گولوو، فقط باید Post را در اولین Thread بزنی.
کمی میلرزم. اگر همه فرضهایم کاملاً غلط باشند چه؟ اگر اولین Thread فقط IP من را چک کند و فقط به کاربران کره جنوبی نشان دهد چه؟ یا فقط به افرادی شبیه آن چند اکانت ژاپنی که عجلهای فالو کردم توزیع شود؟
صبر — درست است. سریع پنج شش اکانت ژاپنی فالو میکنم. اوف. همین بود؟
اثر این اولین Thread را چگونه ردیابی کنم؟ فقط بازدیدها را ببینم؟
تصمیم میگیرم کوالا-کون 🐨 را از طریق Slack صدا بزنم — یکی از کارمندان OpenClaw AI من که هر ساعت به دیتابیس محصولم وصل میشود برای نظارت.
کوالا-کون گزارش میدهد که در دو روز گذشته از آخرین آپلود، کل کاربران به ۷ نفر رسیده. دوتایش مال من است، پس ۵ نفر واقعاً محصولم را بعد از خواندن پست قبلی امتحان کردهاند. ممنون، غریبههای مهربان.
کوالا-کون را تنظیم کردم هر ۲۰ دقیقه چک کند و فقط وقتی تعداد کاربران تغییر کرد گزارش بدهد.
اوف. باشد، گولوو. بزن بریم — وقت پست کردن اولین Thread است 🦘
فردا صبح بیدار بشم یک میلیون بازدید دارم، مگه نه؟